مدح و ولادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
آسمانها غرق باران است در ماه رجب بارش رحمت فراوان است در ماه رجب رزق سائلها دو چندان است در ماه رجب ای خوش آن چشمی که گریان است در ماه رجب غصهداران را بگو این ماه، غم را میبرد دست سلطان خراسان باز درهم میخرد باز رقص گیسوان را دست باد انداختند رونـقی در بـین بـازار کـساد انـداخـتـند رزق عـالم را دم باب الـمـراد انداخـتـند کار سائل را به دسـتان جـواد انداخـتـند عطر و بویش جان عالم را معطر کرده است نور رویش قلب عالم را منوّر کرده است از پَـر قـنداقـۀ او رزق و برکـت ریخته از وجود غرق جودش نور و عزّت ریخته در دو چشمانش خدا آیات رحمت ریخته آیه آیه رأفـت و مهـر و محـبت ریـخـته جان جان، جانان جانان رضا جان گشته او عـلت لبـخـنـد آقـای خـراسـان گـشته او گوشه چشمش نامسلمان را مسلمان میکند سفـرۀ خـالی دنـیـا را پُـر از نان میکند نور سلطانزاده دنیا را چراغان میکند زادۀ سلطان خودش هم کار سلطان میکند کثرت خیرش کثیر است آنکه کوثر زاده است هم پیمبرزاده است و هم که حیدرزاده است اوست آنکه عالمی سرمست جامش میشود آسـمانها سـائل فـیـض مـدامش میشود مـاه، محـو جـلـوۀ مـاه تـمـامش میشود اوست که گهوارهجنبانش امامش میشود حضرت سلطان عـالـم تـشـنۀ دیدار بود در بر گـهـوارۀ او تا سـحـر بـیـدار بود بر لب خیل ملک امشب ترنّم دیدنیست جوشش دریای رحمت در تلاطم دیدنیست رو لبهای رضا امشب تبسم دیدنیست هان که امشب آسمانِ مشهد و قم دیدنیست دیدنی باشد که او انوار حق را منجلیست دیدنیتر، عیدی امشب دست زهرا و علیست دیدهاش را باز کرد و باز شد قـلب پـدر کـرد شـام تار بابا را گـل رویش سحـر اوست نـور فـاطـمه، بی شاید و اما اگر نیست بابرکتتر از او هیچ مولودی دگر از حضورش میبرد یک عالمی حض حضور برکت او میرساند مـژدۀ صبح ظهـور |